فرقی نمیکنه کی هستی کی بودی چه شکلی گشتی خدا همه رو یکسان دوست داره و خیلی هم بخشنده هست! فرقی هم نمیکنه که توی این شبای مهمونی خدا طلب بخشش کنی خدا همیشه می بخشه!
همه چيز آنقدر عجيب نيست كه پيش نيايد. همه چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشدو همه چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد.پس خدا در مكانهايي دور از انتظار معجزات خور را به انجام مي رساند. پيش از سحر هوا از هر وقت ديگري تاريك تر است اما تا كنون نشده كه آفتاب طلوع نكند. به سحر اعتماد كنيد كار خدا حرف ندارد هميشه در منتهاي كمال است.
بازامشب عشق تنهامي شود.زخم سهم فرق مولامي شود...آفتاب عشق گلگون مي شود.سينه سجاده پرخون مي شود...پشت نخل آرزو خم مي شود.داغ حسرت سهم آدم مي شود...جاده مي ماند غريب وبي سوار.ذوالفقار عدل مي گيرد غبار...كاش امشب باز باران مي گرفت.بغض من راه ميستان مي گرفت...

ميگفت: درشگفتم كه امروز خورشيد چرا از دميدن شرم نكرد؟
چرا نگذاشت خاموشی شب ديجور كوفه برآن فاجعه بزرگ سايه بيفكند؟
چرا بامدادی را پديد آورد كه از صد شب تاريك تيره تر بود؟
برای خورشيد چه افتخاری بود ديدن فرق شكافته مولا؟
چه اصراری داشت به تماشای يتيمان دلگيرو ماتم زده كوفه بنشيند؟
وبعد به خودش پاسخ می داد كه : شايد هم خورشيد می ترسيد مبادا دگر بار علی رانبيند.
بيمناك بود كه مبادا مظلوميت علی در تاريكی شب كوفه گم شود
.پس برآمد تانام علی بر ماذنه ها ماندگارشود.طلوع كرد كه وصيت مولارابه فرزندانش ببيندوبشنود. دميد تانورخداراكه ازخانه علی بر می خواست به جهان بازتاباند.طلوع كرد كه به تاريخ بگويد:درست است كه علی اولين مظلوم است اما آنچه از خوداومظلومتر
است مظلوميت اوست.
درد علی دو گونه است
یکی درد دردیست،که از زخم شمشیر ابن ملجمدر فرق سرش احساس می کند و درد دیگر،
دردیستکه او را تنها در نیمه شبهای خاموشبه دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است.
ما تنها بر درد شمشیر می گرییم .اما این درد علی نیست.دردی که چنان روح بزرگی را یه ناله در آورده است تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم!!!
باید این درد را بشناسیم چرا که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را..............

تو این شب ها ما رو از دعاتون محروم نزارین.



