تبليغاتX
حسین آباد -بهشهر
حسین آباد -بهشهر
 
  انجمن آموزشی     گالری قالب رایگان
...hi...welcome into my weblog i wish for you have a good time in my weblog i hope to enjoy of the claiment in my weblog
 
لوگوی من
 
  <-Blogtitle->


 
ساعت و تاریخ
 
   
آدرس دوستان
 
  گالری قالبهای گرافیکی
دانلود همه جور آهنگ
عکساي زيبا...نکا
روستاي زيباي بالاده
هيئت بين الحرمين حسين آباد
MoAni & MemBo
لغت نامه دهخدا بصورت آنلاين
گل رز
 
خبرنامه
 
  محل قرارگیری کد خبرنامه  
آمار و پشتیبانی
 
  بازدید کل: نفر
افراد آنلاین: نفر

خبرخوان سایت  خبرخوان سایت

مترجم قالب : حباب تم

محل قرارگیری کد آمار
 
قدر رو قدر بدونیم !!!!
 


فرقی نمیکنه کی هستی کی بودی چه شکلی گشتی خدا همه رو یکسان دوست داره و خیلی هم بخشنده هست! فرقی هم نمیکنه که توی این شبای مهمونی خدا طلب بخشش کنی خدا همیشه می بخشه!











همه چيز آنقدر عجيب نيست كه پيش نيايد. همه چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشدو همه چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد.پس خدا در مكانهايي دور از انتظار معجزات خور را به انجام مي رساند. پيش از سحر هوا از هر وقت ديگري تاريك تر است اما تا كنون نشده كه آفتاب طلوع نكند. به سحر اعتماد كنيد كار خدا حرف ندارد هميشه در منتهاي كمال است.






بازامشب عشق تنهامي شود.زخم سهم فرق مولامي شود...آفتاب عشق گلگون مي شود.سينه سجاده پرخون مي شود...پشت نخل آرزو خم مي شود.داغ حسرت سهم آدم مي شود...جاده مي ماند غريب وبي سوار.ذوالفقار عدل مي گيرد غبار...كاش امشب باز باران مي گرفت.بغض من راه ميستان مي گرفت...













امشب همه به ‌سوي معبود مي‌آيند و لغزشها و كوتاهي‌هاي خود را در چشمه زلال قدر مي‌شوند.












ميگفت: درشگفتم كه امروز خورشيد چرا از دميدن شرم نكرد؟

چرا نگذاشت خاموشی شب ديجور كوفه برآن فاجعه بزرگ سايه بيفكند؟

چرا بامدادی را پديد آورد كه از صد شب تاريك تيره تر بود؟

برای خورشيد چه افتخاری بود ديدن فرق شكافته مولا؟

چه اصراری داشت به تماشای يتيمان دلگيرو ماتم زده كوفه بنشيند؟

وبعد به خودش پاسخ می داد كه : شايد هم خورشيد می ترسيد مبادا دگر بار علی رانبيند.

بيمناك بود كه مبادا مظلوميت علی در تاريكی شب كوفه گم شود

.پس برآمد تانام علی بر ماذنه ها ماندگارشود.طلوع كرد كه وصيت مولارابه فرزندانش ببيندوبشنود. دميد تانورخداراكه ازخانه علی بر می خواست به جهان بازتاباند.طلوع كرد كه به تاريخ بگويد:درست است كه علی اولين مظلوم است اما آنچه از خوداومظلومتر
است مظلوميت اوست.








درد علی دو گونه است


یکی درد دردیست،که از زخم شمشیر ابن ملجمدر فرق سرش احساس می کند و درد دیگر،
دردیستکه او را تنها در نیمه شبهای خاموشبه دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است.
ما تنها بر درد شمشیر می گرییم .اما این درد علی نیست.دردی که چنان روح بزرگی را یه ناله در آورده است تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم!!!

باید این درد را بشناسیم چرا که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را..............






تو این شب ها ما رو از دعاتون محروم نزارین.






 


[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ] ::: [ 1:28 بعد از ظهر ] :::
باز هم انتظار ......؟؟؟؟
 
 
 
                               عمریست که از حضور او جا ماندیم
 
                     در غربت سرد خویش تنها ماندیم
                          
                      او منتظر ماست،که ما، برگردیم
 
                      ماییم که در غیبت کبری ماندیم
 
 
 
 

 
 

 
 
 
                                           
 
 
 
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است،
چرا آب به گلدان نرسیده است،
و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است.
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است،
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است.
عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس . . . .
 
 
 
 
 

                                          

 
كاش ميشد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...
 
 
 

ما منتظريم از سفر برگردي                                               يک روز شبيه رهگذر برگردي

با کاسه آب و مجمري از اسپند                                          ما آمده‌ايم پشت در برگردي

وقتي سر شب که رفتنت را ديديم                                        گفتيم نمي‌شود سحر برگردي

ما منتظر توايم آقا نکند                                                       يک جمعه غروب بي خبر برگردي

من گوشه‌نشين کوچه برگشتم                                            اي کاش که از همين گذر برگردي

پرواز نمي‌کنيم از اينجا بايد                                                   در فصل نبود بال و پر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور                                          با سيصد و سيزده نفر برگردي؟؟؟

 

 

 

 

                                    

 

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم پس بیا که نذر خود را ادا کنم

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم  به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد

 

 

 
                                       
 
 
 دو عکس از مسجد مقدس جمکران در شب ولادت امام زمان (عج)و خیل جمعیت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛
 
 
سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛
 
 
سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛
 
 
 
 
 
 
 
 

در کوي و برزن اين شهر رسوا شدم بيا  

       
 چون سرو کنار تو تنها شدم بيا

 

دام از دوپاي نحيفم فکن اي عزيز 

منهم اسير زلف چليپا شدم بيا

 

عمري چون غنچه به حسرت ديدار بوده ام     

 اکنون ميان لجه خون وا شدم بيا

 

مويم سپيد شد در حسرت فراق      

 پيرم ولي به بوي تو برنا شدم بيا

 

                                          



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ] ::: [ 0:33 قبل از ظهر ] :::
آهنگ
 
سلام
 
خیلی سعی کردم برای نیمه شعبان مطلب بیشتری بزارم . ولی .........
 
امروز یه آهنگ در رابطه با امام عصر (عج) میزارم.
 
خواننده : اسحاقعلی دارابی خواننده ی جوان حسین آبادی
 
 
این خواننده ی جوان حسین آبادی یه آلبوم جدید هم داره که به محض گرفتن مجوز قول میدم
 
برای دانلود بزارم .
 
 
 
      عید همگی مبارک
 


[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ] ::: [ 11:56 بعد از ظهر ] :::
افتخار مکي که کرد هنيم.
 
سلام
امروز اومدم تا ۲ تا آهنگ به زبون شيرين کردي بزارم.من خودم که خیلی خوشم اومد.پیشنهاد میکنم
 
دانلودش کنید.  
 
مخصوصا بچه های چهارقلعه.راستی از نظرهاهاتون ممنون خیلی کمکم کرد.
 
 
 
 
 
اينم يه عکس از رقص چوبي که مخصوص کردهاست.
 
    رقص چوبی
 


[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ یکشنبه ششم مرداد 1387 ] ::: [ 9:19 بعد از ظهر ] :::
الف ) سابقه ی تاریخی ایل عبدالملکی
 

 

 

زادگاه اصلی نیاکان عبدالملکی قبل از اسلام در ارتفاعات پاوه و اورمان بود.پس از ورود اسلام

 

آنان به اسلام وتشییع گرویدندو بنا به دلایلی به جنوب کوچ کردنند.و آنگاه به لرستان آمده و

 

در حدود700 سال در نواحی ملایر کنار طوایف زندیه به دامداری و پرورش دام مشغول شدند

 

تا اینکه در زمان نادر شاه افشار به مدت بیست سال همراه با طوایف زندیه به درهّ ی گز قوچان

 

 تبعید شدند سرانجام طوایف زند و عبدالملکی به همراه صادق خان و کریم خان به محل سابق

 

 خود یعنی لرستان برگشتند و از یاران وفادار سلسله ی زندیه محسوب می شدند. به علت

 

مخالفت آقا محمد خان با زندیه ایل عبدالملکی را با چند ایل دیگر از شیراز به تهران تبعید کرد.

 

 ایل عبدالملکی در شهریار تهران به حفاظت و حراست مشغول بود و سپس به منطقه ی نور و

 

 کجور مازندران کوچانده شدند بعد از آنجا در غرب فرح آباد ساری در تپه ای معروف یه ملکی

 

خانه سر زندگی کردند به علت امکانات کم به قلاغ فعلی آمدند و چهار قلعه عبدالملکی را تشکیل

 

 دادند که هم اکنون به لطف خدا و کوشش مردمان خوب چهار قلعه عبدالملکی به یکی از بهترین

 

مناطق ایران از نظر آب و هوا و با وجود آبندان ها و مرداب های وسیع و داشتن جزیره ی

 

میانکاله در موقعیت ایده آل برای جذب توریست قرار گرفته است .

 

 

میانکاله

 

 

 

 

 

 

جزیره ی میانکاله

 

 



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه یکم بهمن 1386 ] ::: [ 3:6 قبل از ظهر ] :::
ب ) موقعیت جغرافیایی و جمعیت
 

 

 

 

     خوش آمدید

 

 

 

 

 

 

نام روستای من حسین آباد است . و از توابع شهرستان بهشهر و در 18 کیلومتری شمال غربی

 

این شهرستان واقع است.این روستا از سمت شمال به شبه جزیره ی میانکاله و از جنوب 

 

به رستمکلاء منتهی میشود،روستای قره تپه و امیرآباد هم بترتیب در سمت شرق و غرب

 

قرار دارندجمعیت روستای زیبای حسین آباد 4000 نفر است که در فصل کار به حدود 4500 نفر

 

  افزایش می یابد .هم چنین این روستا دارای 800 خانوار می باشد.

 

 

 



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه یکم بهمن 1386 ] ::: [ 2:58 قبل از ظهر ] :::
ج ) زبان و تیره های روستا
 

 

 

 

حسین آباد یکی از چهار روستای ایل عبدالملکی  می باشد دارای زبان و لهجه مخصوص

 

عبدالملکی هاست .

 

طایفه های این روستا شامل کمر شاخی،کالوند،جمال الدین وند و طایفه سیل یاکوتی می باشد.

 

در کنار این 4 طایفه که دارای زبان و نژادی مشترک میباشند گروهی از مردم گیلکی زبان هم

 

در این روستا زندگی میکنند.که همه ی این ها در کمال صفا و صمیمیت در کنار یکدیگر زندگی

 

کرده و برای آبادانی و پیشرفت روستا سعی و تلاش می نمایند

 

 .



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه یکم بهمن 1386 ] ::: [ 2:54 قبل از ظهر ] :::
د ) آداب و رسوم روستای من
 

 

 

 

 فصل بهار و عید نوروز دارای جایگاه ویژه ای در میان مردم روستای حسین آباد است . با 

 

  نزدیک شدن فصل بهار و عید نوروز تحول و تغیرات چشم گیری در بین خانواده های 

 

دوست  داشتنی  حسین آباد به وجود می آید.

 

همه به دنبال خانه تکانی و آماده کردن انواع شیرینی ها و پختن نان ها و کیک های مخصوص

 

عید می شوند.و ساعت قبل از تحویل سال نو با پهن نمودن سفره های رنگارنگ و با صفای عید

 

در یکی از اتاق های خانه به استقبال سال جدید می روند.

 

شگون عید هم در میان خانواده های روستا متداول است .

 

رفتن به سیزده بدر از رسوم زیبا و جذاب مردم حسین آباد است . به طوری که حتی در هوای

 

سرد و بارانی هم به خارج از روستا و به دامن سبز طبیعت رفته و در کنار خانواده های خود

 

ساعاتی  خوش و به یاد ماندنی را سپری نموده و با انجام بازی های مختلف خاطره ای شیرین

 

را در ذهن خود به یادگار می گذارند. یکی از آداب و رسوم مردم این روستا که در ماه های

 

محرم و صفر رنگ و بوی تازه ای به روستا می دهد پختن حلیم نذری است در اربعین و در

 

شهادت حضرت رسول که به حلیم چهل و هشتم معروف است هم در میان خانواده های مذهبی و

 

مومن روستای من متداول است.حلیم معمولاً در روز قبل از چهلم و چهل و هشتم محرم روی  

 

اجاق ها و در تعداد زیادی دیگ های بزرگ ریخته می شود و اکثر خانواده های روستا برای هم

 

زدن و گرفتن نذری به  کنار دیگ های حلیم می آیند. حلیم های آماده شده نیز در صبح روز

 

بعد بین اهالی تقسیم می شود.

 

 

 

 

 

 



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه یکم بهمن 1386 ] ::: [ 2:52 قبل از ظهر ] :::
ه ) عشق به اهل بیت در میان اهالی روستا
 

 

 

 از خواندن مطالب بالا حتماً تا حدی به عشق و علاقه اهالی روستا حسین آباد به ائمه  پی برده

 

 اید.آری حسین آبادی ها مردمی مذهبی و عاشق اهل بیت هستند. افرادی که در میان ماه

 

 محرم سیه پوش می شوند و با پرکردن مساجد و حسینیه  این روستا به عزاداری سیدالشهدا

 

 می پردازند .   و در ماه صفر این عزاداری و سوگواری ادامه دارد.

 

 

 

 

86

 

 

 

 مردم روستا در این ایام از گرفتن حتی کوچکترین مراسم شادی خودداری نموده و سعی

 

می کنند از همه لحاظ عزادار واقعی اباعبدالله شوند. کار تحسین برانگیز دیگری که مردم با اعتقاد

 

و عاشق اهل بیت این روستا انجام میدهندگرفتن مراسم عزاداری در شهادت همه ائمه در

 

مساجد این روستا و مراسم جشن و شادی در ایام میلاد آنان صورت میگیرد. در واقع مردم این

 

 روستا نه تنها در ایام محرم و صفر که مختص به شهادت امام حسین ( ع)  می باشد ، به عزاداری

 

می پردازند بلکه شهادت همه امامان را ارج می نهند و به سوگواری در مساجد پرداخته و با دعوت

 

و اعلام عمومی از مردم روستا از همه برای عزاداری دعوت می نمایند . و در ایام میلاد ائمه هم

 

در مساجد به گرفتن مراسم شادی می پردازند.

 

 

 

 

 

                              تصاویر محرم ۸۶  بقیه در ادامه مطالب 

 

 

                    محرم86

 

 

 

   

 



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ دوشنبه یکم بهمن 1386 ] ::: [ 2:43 قبل از ظهر ] :::
و ) جنگ تحمیلی و روستا
 

 

مردم روستای من در زمان جنگ تحمیلی هم مانند دیگر ایرانیان غیور از حیثیت و کیان کشور

 

و  مرز و بوم خود حمایت کرده و با دادن20  شهید گران قدر ،150 نفر جانباز و تعدادی

 

   آزاده   افتخاری در دفاع از کشور مان ایران خود رقم  زدنند .

 

 

 



[ + ] نویسنده [ محمد ] ::: [ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ] ::: [ 10:28 قبل از ظهر ] :::

15 پست آخر


قدر رو قدر بدونیم !!!!
ارسال : جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ::: 1:28 بعد از ظهر


باز هم انتظار ......؟؟؟؟
ارسال : دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ::: 0:33 قبل از ظهر


آهنگ
ارسال : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ::: 11:56 بعد از ظهر


افتخار مکي که کرد هنيم.
ارسال : یکشنبه ششم مرداد 1387 ::: 9:19 بعد از ظهر


الف ) سابقه ی تاریخی ایل عبدالملکی
ارسال : دوشنبه یکم بهمن 1386 ::: 3:6 قبل از ظهر


ب ) موقعیت جغرافیایی و جمعیت
ارسال : دوشنبه یکم بهمن 1386 ::: 2:58 قبل از ظهر


ج ) زبان و تیره های روستا
ارسال : دوشنبه یکم بهمن 1386 ::: 2:54 قبل از ظهر


د ) آداب و رسوم روستای من
ارسال : دوشنبه یکم بهمن 1386 ::: 2:52 قبل از ظهر


ه ) عشق به اهل بیت در میان اهالی روستا
ارسال : دوشنبه یکم بهمن 1386 ::: 2:43 قبل از ظهر


و ) جنگ تحمیلی و روستا
ارسال : پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ::: 10:28 قبل از ظهر


ز ) موقعیت علمی روستا
ارسال : چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ::: 6:59 بعد از ظهر


ح ) مساجد ، اماکن و آبندان های روستا
ارسال : چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ::: 6:38 بعد از ظهر


منوی وبلاگ
 
  صفحه اصلی
ایمیل مدیر
صفحه آرشیو وبلاگ
مترجم قالب
BlogRss

وضعیت در یاهو
 
;
آرشیو وبلاگ
 
  شهریور 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
 
جست و جو
 
 





در كل اينترنت
در اين سايت

 
امکانات
 
 
 
     
  گالری قالبهای گرافیکی


آرشيو پيوندهای روزانه
 
     
     
 
گالری بهترین قالبهای گرافیکی و ابزارهای رایگان توسعه وبلاگ